رفتن به آتلیه عکاسی 92.10.22
یدنیا سلام به جوجه جیگول خودم الهی فدات بشم من فشفشه رنگی بالاخره امروز طلسم شکست و ما رفتیم آتلیه یوهووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو امروز از صبح کلی کار داشتم که باید انجام میدادم و جنابعالی هم شانس من بدبخت امروز کلی شلوغ کردی و حرصم دادی منم گذاشتمت توی تختت تا راحت بکارم برسم خلاصه تند تند کارام کردم باباهم کباب از بیرون اورد برای ناهار تا ساعت 3شد و من رفتم آرایشگاه واسه اینکه کمی موهامو مدل بدم و یه خط چشم برام بکشن و مژه برام بذارن والبته قبلش رفتم دنبال مامانم و اوردمش خونه تا پیش تو باشه آخه بابایی هم س 5 نوبت آرایشگاه داشت خلاصه من از س 4 تا 5.30 توی آرایشگاه بودم بعدش سریع اومدم خونه خودم آرایش کردم و لباس پوشیدم و...
نویسنده :
مامی فریبا
22:58



